جمعه, 04 اسفند 1396
اخبار داغ :

آخرین مقالات

هدایت بحران های خاورمیانه به جمهوری آذربایجان؟

هدایت بحران های خاورمیانه به جمهوری آذربایجان؟

حق آموزش زبان مادری در ایران

حق آموزش زبان مادری در ایران

برنارد لوییس طراح تجزیه کشورهای خاورمیانه

برنارد لوییس طراح تجزیه کشورهای خاورمیانه

اصلاحات فرقة دموكرات آذربايجان و اسناد بازيافتة اتحاد شوروي

اصلاحات فرقة دموكرات آذربايجان و اسناد بازيافتة اتحاد شوروي

سيري در زندگي سياسي جعفر پيشه‌وري

سيري در زندگي سياسي جعفر پيشه‌وري

سرانجام رهبر فرقه دموکرات

سرانجام رهبر فرقه دموکرات

پیشه وری و فرقه ی دموکرات آذربایجان

پیشه وری و فرقه ی دموکرات آذربایجان

خاستگاه واقعی فرقة دموکرات آذربایجان

خاستگاه واقعی فرقة دموکرات آذربایجان

بیوگرافی سید جعفر پیشه‌وری

بیوگرافی سید جعفر پیشه‌وری

مهمترین اهداف و راهبردهای کنونی قدرت نرم آذربایجان

مهمترین اهداف و راهبردهای کنونی قدرت نرم آذربایجان

چرا آمریکا از تجزیه ترکهای ایران حمایت نمی کند؟!

چرا آمریکا از تجزیه ترکهای ایران حمایت نمی کند؟!

دوری ترکیه از اروپا و نزدیکی به روسیه

دوری ترکیه از اروپا و نزدیکی به روسیه

دولت ترکیه و چالش گولنیسم

دولت ترکیه و چالش گولنیسم

اراده سیاسی برای حل مناقشه قره باغ

اراده سیاسی برای حل مناقشه قره باغ

5 مانع اساسی پیش روی اردوغان

5 مانع اساسی پیش روی اردوغان

نشست آستانه و ژئوپلتیک سوریه/ اهداف پنهان ترکیه

نشست آستانه و ژئوپلتیک سوریه/ اهداف پنهان ترکیه

سیاست خارجی ترکیه در قفقاز جنوبی و منافع ایران

سیاست خارجی ترکیه در قفقاز جنوبی و منافع ایران

قدرت نرم حزب عدالت و توسعه در آسیای مرکزی و قفقاز

قدرت نرم حزب عدالت و توسعه در آسیای مرکزی و قفقاز

ترکیه از غرب گرایی تا شرق‌گرایی

ترکیه از غرب گرایی تا شرق‌گرایی

ریشه های بروز وهابیت تکفیری در آذربایجان

ریشه های بروز وهابیت تکفیری در آذربایجان

ترکیه نقشه امپراتوری عثمانی را در سر می پروراند

ترکیه نقشه امپراتوری عثمانی را در سر می پروراند

چرایی حضور خودخوانده ترکیه در بازپس گیری موصل

چرایی حضور خودخوانده ترکیه در بازپس گیری موصل

بررسی و تحلیل وضعیت شیعیان در جمهوری آذربایجان

بررسی و تحلیل وضعیت شیعیان در جمهوری آذربایجان

تاثیرات شکاف‌های قومی و نژادی در ترکیه و آینده آن

تاثیرات شکاف‌های قومی و نژادی در ترکیه و آینده آن

راهکار الهام علی‌اف برای موروثی کردن قدرت

راهکار الهام علی‌اف برای موروثی کردن قدرت

تداوم نقش تخریبی ترکیه در خاورمیانه

تداوم نقش تخریبی ترکیه در خاورمیانه

قدرت طلبی فردی در نظام دموکراسی

قدرت طلبی فردی در نظام دموکراسی

آینده روابط ترکیه و ارمنستان بعد از داوود اوغلو

آینده روابط ترکیه و ارمنستان بعد از داوود اوغلو

اصلاحات فرقة دموكرات آذربايجان و اسناد بازيافتة اتحاد شوروي

فرقة دموكرات آذربايجان

اصلاحات فرقة دموكرات آذربايجان و اسناد بازيافتة اتحاد شوروي

مطالعات اوراسياي مركزي، دورة 10 ،شمارة 1 ،بهار و تابستان 1396 ،ص 1-16

*حميد احمدي

استاد علوم سياسي دانشگاه تهران

رويا يوسفي

كارشناس ارشد روابط بين الملل دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران

( تاریخ دریافت : 05/08/1394 – تاریخ تصویب : 08/09/1394 )


 

چكيده

برآمدن ناگهاني جمهوري هاي خودمختار در آذربايجان و كردسـتان ايـران در پايـان جنـگ جهـاني دوم يكي از مهمترين تحولات سياسي ايران معاصر بوده است. اين نوشتار ريشه هاي شكل گيـري و اصلاحات مـورد نظـر فرقـة دمـوكرات آذربايجـان را بررسـي مـي كنـد. دربـارة اصـلاحات فرقـه، ديدگاههاي گوناگوني وجود دارد. درحالي كه طرفداران فرقه آن را اقدامي مستقل و مثبت در نظـر مي گيرند، مخالفان بر فرمايـشي بـودن آن تأكيـد دارنـد. هـدف ايـن نوشـتار، بررسـي ماهيـت ايـن اصلاحات و آشكاركردن مستقل يا وابسته بودن آنها است. گرچه دربارة نقـش اتحـاد شـوروي در روي كارآمدن فرقة دموكرات، مطالعاتي صورت گرفته است؛ اما به جايگاه اصلاحات مـورد ادعـاي فرقه در سياستهاي اتحاد شوروي و ارتباط آن با برنامه هـاي ايـن كـشور اشـاره اي نـشده اسـت. تمركز اصلي اين نوشتار بر ارتباط ميان اصلاحات و برنامه هاي اتحاد شوروي بـا توجـه بـه اسـناد انتشاريافته پس از فروپاشي اتحاد شوروي، به ويژه فرمان هاي سه گانة استالين در سال 1324 اسـت. تطابق برنامة اصلاحات فرقه و اسناد تازه منتشر شده، نـشان مـيدهـد كـه اصـلاحات مـورد نظـر، بخشي از راهبرد اتحاد شوروي براي مشروعيت بخشي به اقدام هاي فرقه و تقويت حضور خـود در ايران بوده است.

كليدواژه ها

اتحاد شوروي، ارتش سرخ، اصلاحات، دولـت مركـزي، فرقـة دمـوكرات آذربايجـان، فرمـان هـاي سه گانة استالين.

مقدمه

در تاريخ تحولات سياسي– اجتماعي ايران بـه دوره هـايي برمـي خـوريم كـه اهميـت ويـژه اي دارند و در سرنوشت مردم و سرنوشت سياسي كشور نقش تعيين كنندهاي داشته انـد. بـي شـك يكي از اين دورهها، سال هاي 1325-1320 . است در اين سالها ايران شاهد رويدادهاي بـسيار مهمي مانند درگيرشدن كشور در جنگ جهاني دوم و اشغال آن به وسـيلة متفقـين بـوده اسـت. يكي از نتايج اين اشغال به وسيلة نيروهاي اتحاد شوروي و انگليس در خرداد 1320 ،بركنـاري رضاشاه به بهانة طرفداري از آلمان بود. در شهريور همان سال، ارتش سـرخ بـه شـمال ايـران وارد شد و همزمان نيروهاي انگليسي براي محافظـت از منـابع نفتـي خـود بـه جنـوب ايـران حمله كردند. از پيامدهاي حضور ارتش سرخ در شمال غرب ايـران، تـشكيل جريـاني بـه نـام فرقـة دمـوكرات آذربايجـان بـود كـه بـراي تـأمين منـافع اتحـاد شـوروي در ايـران تأسـيس شـد و رويــدادهاي بـسيار مهمـي را از 21 آذر 1324 تـا 21 آذر 1325 در ايــن منطقــه رقـم زد .

دربارة حكومت محلي فرقة دموكرات آذربايجان كتاب ها و مقاله هاي بسياري نوشـته شـده اســت ) Atabaki, 1993, Abrahamian, 1970: 291-316, Nissman, 1987: 19-49, Asgharzadeh, 2007: 93-110 ( ، اما آنچه تاكنون مورد مطالعه قرار نگرفته است و البته اهميت ويژه اي نيز دارد، موضوع اصلاحات مورد ادعاي فرقه در منطقة آذربايجـان در طـول حكومـت يك سالة آن بوده است. در اين نوشتار درپـي پاسـخ بـه ايـن پرسـش هـستيم كـه اصـلاحات انجام شده به وسيلة فرقه، خودجوش بوده و يا با سياست خارجي اتحاد شوروي در ايران ارتباط داشته است؟ براي پاسخ، اين فرضيه را مطرح مي كنيم، «با بررسي دقيـق فرمـان هـاي سـه گانـة استالين و تطبيق آن ها با برنامه هاي اصلاحي فرقه، در مـييـابيم كـه اصـلاحات مـورد نظـر در راستاي برنامه هاي اتحاد شوروي در ايران و باهدف بالابردن مشروعيت داخلي فرقـه صـورت گرفته است.«

اقدام ها و برنامة اصلاحات فرقه دموكرات آذربايجان

پس از اعلام مفاد مرامنامة خود، شروع به فعاليـت كـرد و در تـلاش بود تا با عمل به مفاد مرام نامه (بیانی، 1375 :153-151) روز بـه روز بـر ميـزان طرفـداران خـود بيفزايد. پيشه وري و ياران او در عمر يك سالة حكومت محلـي خـود بـه بخـشي از آنچـه در مرامنامه آمده بود عمل كردند؛ اما نتيجة اين فعاليتها و اصلاحات چيزي كه انتظار مـي رفـت، نبود.

فرقه و اصلاحات ارضي در آذربايجان

فرقه با هدف عمل به مادة 7 مرامنامـة منتـشرشده در 12 شـهريور و جلـب حمايـت دهقانـان و اقشار مختلف مردم در روستاهاي آذربايجان، سياستهايي را براي انجام اصـلاحات ارضـي و واگذاري زمين به دهقانان در پيش گرفت. فرقـه در برنامـة خـود مـوارد زيـر را پـيشبينـي كرد:

ماده 11- با هدف رفع اختلافهاي موجود بين دهقانـان و اربـاب، لايحـة جـدي قـانوني با مراعات رضايت دو طرف تنظيم و بـه ايـن وسـيله مـسئلة دهقـان و اربـاب حـل و تـسويه شود؛

ماده 12- براي جلوگيري از بيكاري روزافزون در دهات و شهرها، زمـينهـاي خالـصه بـه فوريت بين زارعان تقسيم شود. همچنين زمينهاي متعلق به كساني كه آذربايجان را ترك كرده و در خارج از آذربايجان عليه مختاريت ملي ما دست به تبليغـات زده انـد، ضـبط و در اختيـار دهقانان قرار داده شود تا بدين وسيله دهقانان بي زمين سروسامان يابند (روزنامة آذربايجـان، 1:1324).

در مرحلة نخست اصلاحات ارضي، 260 هكتار زمين ميـان دهقانـان تقـسيم شـد و بـدين جهت گروهي از دهقانان به فرقة دموكرات جذب شدند؛ اما در اين ميان، زمينهاي ارباباني كه با فرقه مخالفتي نداشتند از تعرض در امان ماند. در بعضي شهرهاي آذربايجـان ماننـد سـراب، بزرگ مالكاني چون فرمان فرماييان كه همكاري مهمي با فرقه و شخص پيشه وري داشتند بـدون دغدغه از مصادرة املاك و تقسيم آن ميـان دهقانـان در تهـران بـه سـر مـي بردنـد. خـان هـاي روستاهاي قلعه جوق و علايي ها نيز كه مخالفتي با فرقه نداشتند از تعـرض در امـان بودنـد. در مقابل، به اربابان مخالف با فرقه حمله و آنها كشته ميشدند و زمينهايشان بين دهقانان تقسيم ميشد. نمونة آشكار آن رويدادهاي خونين روستاهاي آغميون و آلان براغـوش بـود. از سـوي ديگر، بخش زيادي از زمينها بين دهقانان مهاجر (از اتحاد شوروي) كه تعلق بيشتري با فرقـه داشتند و پيشتر به عضويت آن درآمده و سلاح به دست جزو فداييان به شمار ميرفتنـد، تقـسيم شد. بر اين اساس، «وقتي حكومت پيشه وري تصميم گرفت كه املاك را بين رعايا تقسيم كند، بلافاصله به نام آنكه هر كس شناسنامه نگرفته فوراً بگيرد، مأموراني بـه روسـتاهاي مـورد نظـر فرستاد و يك عده مهاجر را كه پيشتر سكني داده بودند، شناسنامه داده و املاك را بيـشتر بـين آنها تقسيم كردند (صدري و نيكبخـت، 155:1386). در بسياري موارد، دهقانان از دريافت زمين با اين روش خودداري كردند؛ زيرا حكومت فرقه بيشتر زمين هاي اربابان بزرگي كه با آن مـشكل داشتند را واگذار كرده بود و كشاورزان، آن را بر اساس اعتقادات خود حرام مـيدانـستند و بـا فرقه دچار تعارض شدند (پيماني، 247:1360).

اقدامهاي پولي و مالي

در يك سال حكومت فرقه در آذربايجان، اقدامي كه بتوان آن را اصلاحات مالي ياد كرد انجـام نشد. پس از تشكيل فرقة دموكرات، رابطة منطقة آذربايجـان بـا مركـز تقريبـاً بـه شـكل كامـل قطع شد و تجار آذربايجـاني بـراي تبـادل كـالا بـا مركـز و سـاير نقـاط كـشور بـا مـشكلات جدي روبه رو شدند. فرقه براي جبران كسري بودجه و افزايش ميزان نقدينگي در دست مـردم در ماههاي پاياني سال 1324 اسكناسهايي منتشر كرد كه در بـاكو بـه سـفارش فرقـه و بـدون توجه به پشتوانة مالي آن چاپ شده بود. اين اسكناسها آنگونه كه فرقه انتظار داشت در بـين مردم استقبال نشد. به گفتة عنايت االله رضا يكي از افسران نيروي هوايي فرقه، مـردم آذربايجـان مجبور بودند تا در دادوستد خود از اين اسكناسها استفاده كنند؛ اما آنهـا در بيـشتر مـوارد از پولهاي دولت مركزي در بازار استفاده ميكردند و در صورت كمبـود اسـكناسهـاي رسـمي دولت ايران، باقيماندة پول را از اسكناسهاي محلي ميدادند. هيچگاه از ايـن اسـكناسهـا در بين مردم استقبال نشد و بعد از فروپاشي فرقه هم ديگر از آنهـا اسـتفاده نـشد (آذرنـگ، 135:1391).

اقدامهاي اقتصادي و صنعتي

با توجه به شرايط به وجودآمده، تبريز و ساير شـهرهاي زيـر فرمـان فرقـة دمـوكرات، ظرفيتـي براي انجام اصلاحات تجاري و بازرگاني نداشتند و نتيجـة تمـام تـلاش فرقـه در ايـن زمينـه، تأسيس يك كارخانة محصولات نساجي بود. كارخانة ظفـر در تابـستان سـال 1325 بـهوسـيلة دموكراتها تأسيس شد و در 24 بهمن 1325 به بانك صنعتي تحويل داده شد. محصولات اين كارخانه انواع کشباف، جوراب و منسوجات نخي، كركي و ابريـشمي بـود كـه در زمـان فرقـه رونق زيادي نداشت و پس از سقوط آنها، دولت مركزي ادارة آن را بر عهـده گرفـت (اخگـر، 1327 :101-100).

اقدامهاي فرقه در زمينة كار و تأسيس كارخانه و توليدي نه تنها موفق نبود، بلكه به بسياري از كارخانه هايي كه قبل از ظهور فرقه در تبريز كار ميكردند نيز خسارتهاي زيادي وارد كرد. براي نمونه، ميتوان به كارخانة چرمسازي خسروي اشاره كرد كه از سال 1310 تأسيس شد و تا قبل از حضور اشغالگران در آذربايجان فعال و به كار مشغول بود؛ اما در زمان ظهـور فرقـه و دوران حكومت محلي خسارتهاي جبران ناپذيري به آن وارد شد و به علت بـي رونقـي بـازار، كارخانه تنها روزي هشت ساعت كار ميكرد و از نظر بهداشـتي و حقـوق و دسـتمزد هـم بـه كارگران سخت مي گذشت. ديگر كارخانه هايي كه در زمان حكومت فرقـه بـه نـابودي كـشيده شد، كارخانة فرشبافي جوان بود. كارخانة جوان به دست حاج ابوالقاسم جوان در سـال 1301 تأسيس شد و حدود 650 نفر زن و مرد در آن كار ميكردند. ايرج اخگر در كتاب «مرگ هست ولي بازگشت نيست» مينويسد: «تنها كارخانه اي كه در تشكيلات حـزب تـوده شـركت نكـرد و كارگران آن كارت عضويت نگرفتند، كارخانة قاليبافي جوان بود. همـان روزي كـه مرحـوم حاج احتشام در ليقوان به قتل رسيد، يكي از قهرمانان فرقـه بـا 85 نفـر از هـواداران خـود بـه كارخانه آمد و خواست كه كارگران را احضار كنند تا براي آنها سـخنراني كنـد. چـون آقـاي جوان موافقت نكرد، ايشان را با اسلحه تهديد كردند. وقتي نتيجه نگرفتند دستور دادند تـا او را پابرهنه و كشانكشان بيرون كشيده و در اتومبيل قرار دادنـد و پـيش بـيريـا و دكتـر جـودت بردند. بيريا دستور داد تا او را آنقدر بزنند تا ادب شود. بعد از مضروب ساختن، او را زنـداني كردند. متجاسرين حتي مانع آن شدند كه فرزندان جوان به مدرسه بروند. كارخانه تعطيـل شـد و متجاسرين تمـام امـوال منقـول و غيرمنقـول او را مـصادره و مغـازة وي را اشـغال كردنـد. سپس خانوادة او به تهران فرستادند و آنها در شـرايط بـسيار بـدي در خيابـان ري در تهـران زندگي گذراندند. در شرايطي كه حتي چراغـي بـراي روشـن كـردن و غـذايي بـراي خـوردن نداشتند. اين وضع ادامه يافت تا بعد از شكست فرقه، جوان به آذربايجان برگشت و از طـرف محمدرضاشاه به اخذ نشان درجة 2 همايون و نشان آذربايجـان نائـل شـد» (اخگـر، 1327 :113-109).

رسميت زبان تركي و ممنوعيت زبان فارسي

در مورد كارهاي فرهنگي فرقة دموكرات آذربايجان بايد به مسائلي همچون رسمي كـردن زبـان تركي در منطقه و تلاش براي تأسيس مدرسه و دانشگاه و همچنين تأسيس مؤسسات فرهنگـي تبليغاتي اشاره كرد. زبان و ادبيات تركي از مسائل مهم برنامة فرقة دموكرات بـود. فرقـه بـراي تحقق سياست رسمي كردن زبان تركي آذري پس از تشكيل حكومت محلي در 21 آذر تـلاش گستردهاي را آغاز كرد. اوج اين تلاش را ميتوان در 16 دي 1324 ديد. در اين روز حكومـت فرقه زبان تركي را به عنوان زبان رسمي اعلام و در قراري كه به همين منظور صادر كرد، اعـلام كرد كه از اين پس در كليه اداره هاي دولتي، مدرسه ها، دادگاه ها، مؤسسه ها و مراكز تجاري بايد تنها از زبان تركي آذري استفاده شود (حسنلي، 1383 :115). همچنين بر اسـاس حكـم حكومـت فرقه، تمام دادگاه ها و اداره هاي دولتي موظف شدند كه فعاليتهاي رسمي و غيررسمي خود را تنها به زبان تركي انجام دهند. در 19 آذر 1324 نيز به دستور پيشه وري همة اسناد، نوشته هـاي اداري و اسامي فروشگاه ها و مطب پزشكان به زبان تركـي آذربايجـاني تبـديل شـد (صـدري و نيكبخت، 156:1386).

با توزيع كتابهاي درسي به زبان تركي، كتابهاي پيشين دانش آموزان كه به زبان فارسـي بود از بين آنها جمع آوري و در ميدان مركزي شهر به آتش كشيده شد. جـشن كتـاب سـوزان فرقة دموكرات، يكي از اقدام هاي آن در راستاي گسست فرهنگي مردم آذربايجان از ملت ايران انجام شد. شايان توجه اينكه، فرقه تنها به سوزاندن كتابهاي درسي اكتفا نكرد و درپي انهـدام آثار مكتوب فارسي و ايراني و كتاب هاي چاپي و خطي نيز بوده اسـت (پـورنظمي سيـسي، 189:1382).

برپايي دانشگاه تبريز

يكي ديگر از سياست هاي فرقـة دمـوكرات، تأسـيس دانـشگاه تبريـز بـود. در سـخنرانيهـاي پيشه وري بر تأسيس دارالفنون و اهميت آن تأكيد زيادي شده است. تـصميم تأسـيس دانـشگاه دولتي آذربايجان در 19 دي 1324 گرفته شـد و وظيفـة آن بـه عهـدة وزارت فرهنـگ گذاشـته شد. مقرر شد كه اين وزارتخانه در طـول 10 روز سـاختمان مـورد نيـاز دارالفنـون و گـروه استادان و وسايل علمي به زبان آذري را انتخاب كند و به هيئت دولـت اطـلاع دهـد (حـسنلي، 114-115:1383) دانشگاه تبريز كه بايد از سال تحصيلي 1326-1325 آغاز به كار ميكرد، ابتـدا دانشكدة پزشكي، كشاورزي، تربيت مدرس را شامل مي شد و سپس دانشكده هاي تاريخ، زبان، فلسفه، حقوق، فيزيك، رياضـيات و علـوم طبيعـي را در بـر مـي گرفـت. جهانـشاه لـو، معـاون نخست وزير به عنوان رئيس دانشگاه و ديبائيان به سمت معـاون برگزيـده شـدند (حـسنلي، 116:1383).

چهارشنبه 22 خرداد 1325 دانشگاه افتتاح شد و در ساعت چهار و نـيم پيـشه وري، صـدر فرقة دموكرات و سپس بيريا سخنراني كردند (روزنامة آذربايجان، 1325 :7 (در اعلامهـاي مكـرر، سرانجام در 20 مهر 1325 دانشگاه با عنوان (آذربايجـان ملـي اونيورسـيتي سـي) در مراسـمي شروع به كار كرد. اين دانشگاه برگرفته از دانشگاه دولتي باكو بود و از كتابهاي آنها اسـتفاده مي شد (نيكبخت، 48:1381). البته بايد گفت براساس آنچه در اسناد آمده، فرقه در ساماندادن اين ايده موفق نبود. در مورد شرايط تأسيس دانشگاه، محمدامين اديب طوسي مـيگويـد: «در دورة يكسالة قيام متجاسرين در آذربايجان، دانشگاهي در تبريز تأسـيس شـد كـه لـوازم و وسـايل كار نداشت. اين دانشگاه به حـدي بـي اسـاس بـود كـه بـا رفـتن متجاسـرين بنيـان آن از هـم پاشيد» (گاهنامة 50 سال شاهنـشاهي پهلـوي، 2535/1355 :515). بـه همـين علـت، چنـد روز پـس از سقوط فرقه در دي 1325 ،مصطفي حبيبي استاد دانشكدة پزشكي دانـشگاه تهـران و خـانبابـا بياني، استاد دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران از سوي وزارت فرهنگ مأمور شـدند تـا مطالعـاتي براي تأسيس دانشگاه تبريز انجام دهند. سرانجام پـس از مطالعـات انجـام شـده در تيـر 1328 اولين كلنگ بناي دانشگاه تبريز به وسيلة زنگنه، وزير فرهنگ وقت به زمين زده شـد (نيكبخـت،5:1381).

راه اندازي راديو تبريز

در 18 فروردين 1325 با عنوان صداي حكومت ملي آذربايجـان (آذربايجـان ملـي حكومتين سي) شروع به كار كرد. اين راديو، همه روزه براي آذربايجان و كردستان برنامه پخش مي كرد. فرقه از اين راديو براي تبليغات حزبي و جنگ تبليغاتي عليـه دولـت مركـزي اسـتفاده ميكرد. از آن جايي كه بيشتر مردم بيسواد بودند و نيز به رسمي شدن زبان تركي در مدرسه هـا و اداره ها و چاپ روزنامه هاي ترك زبان فرقه تمايلي نـشان نمـي دادنـد، شـايد تأسـيس راديـو تركي براي نفوذ بـه افكـار عمـومي مـردم بهتـرين كـار از سـوي فرقـه بـود. همچنـين فرقـه تلاش ميكرد تا با انجام اقدامهايي ماننـد سانـسور مطبوعـات و جلـوگيري از ورود و پخـش روزنامه ها و برنامه هاي راديويي فارسي زبان از آگاهي مردم آذربايجان نسبت به اوضاع داخلي و خارجي منطقه جلوگيري كند. بنابراين، پخش برنامه از راديو تبريز كـه زيـر نظـر فرقـه برنامـه پخش مي كرد، مي توانست حكومـت محلـي را نـسبت بـه سـاماندهـي افكـار عمـومي بـراي خواسته هاي خود ياري كند. نكته شايان توجه در اين بين، تمايل نداشـتن مـردم آذربايجـان بـه روزنامه ها و برنامه هاي راديويي فرقه است. آيت االله مجتهدي در خـاطرات خـود آورده اسـت: «مردم به رسانه هاي گروهي فرقة دموكرات يا نشريات گروه هـاي فرسـتاده شـده از بـاكو ماننـد نشرية وطن يولوندا توجهي نمي كردند؛ زيرا اينگونه نشريات زير سلطة مقامهاي ارتش سـرخ اداره مي شد و در آنها دخالت مي كردند» (مجتهدي، 126:1381). بي تـوجهي مـردم بـه تبليغـات راديويي فرقة دموكرات به حدي بود كه به دستور پيـشه وري در خيابـان هـاي اروميـه بلنـدگو نصب كردند تا بدين وسيله مردم به اجبار از تبليغات راديوي فرقه آگاهي پيدا كننـد (مجتهـدي،280:1381).

به گفتة آيـت االله مجتهـدي، مـردم آذربايجـان بـه رسـانه هـاي خبـري فارسـي زبـان بيـشتر تمايل نشان مي دادند. وي در خاطرات خود مي نويسد: «در يك مغـازه كـه از سـه چهـار سـال به اين طرف در خيابان پهلوي باز شده بود و جرايد و مجلات انگليـسي و مطبوعـات مربـوط به تبليغات بر له انگليسها و متفقين مي فروخت، يـك راديـو گذاشـته شـده و اخبـار فارسـي لندن و تهران را اول شب پخش مي كند. در وقـت معـين، مـردم زيـادي در جلـويش اجتمـاع كرده و به گفتار راديو گوش مي دهند. از قرار معلوم اولياي امور خوششان نمي آيد. روز گذشته (18 اسفند 1324) براي اينكـه جمعيـت را متفـرق كننـد چنـد درشـكه را از وسـط جمعيـت رانده اند. جمعيت متقاعـد نـشده و متفـرق نـشدند. بعـد از آن اشـخاص مجهـول كـه در ايـن قــضيه مأموريــت ويــژه داشــتند، دادوقــال راه انداختنــد و شيــشه هــاي مغــازه را شكــستند. صاحب مغازه در اين وقت در مغازه را بسته و مردم متفرق شدند (مجتهدي، 61:1381). با توجه به وابسته بودن كردستان در اين رويدادها بـه حكومـت فرقـه، راديـوي مـستقلي بـراي منطقـة كردنشين در نظر گرفته نشد و برنامه هاي تبريز در شهر مهاباد نيز پخش مي شد (عميـدي نـوري، 63:13255).

اقدام هاي عمراني و لوله كشي آب

در اسناد پژوهشگراني كه دربارة فرقة دموكرات و سياست هاي آنها مطالعاتي داشته انـد، انجـام برخي اصلاحات در زمينة عمراني از سوي فرقه آورده شده اسـت. بـراي نمونـه، در خـاطرات ايرج اخگر آمده است: «لوله كشي آب مشروب خوي از محل عوايد شـهرداري در سـال 1324 شروع شده، تا چهارراه شهر (ميدان شـهرداري) بـه پايـان رسـيده و اهـالي از آب آن اسـتفاده مي كنند» (اخگر، 54:1327). در يكي از اسناد مجلس ملي دموكراتها آمده است: حكومت ملي هنگامي كه ادارة شهرداري را به دست گرفت، پولي در صندوق وجود نداشت. ولي انجمن شهر كه دوباره انتخاب شده بود در زمان كوتاهي با كمك و همكاري اهالي امكان آسفالت خيابانها و لوله كشي شهر را به دست آورد.

فروپاشي اتحاد شوروي و افشاي فرمانهاي استالين

همانگونه كه پيشتر بيان شد، از ديد طرفداران فرقة دموكرات، تدوين و اجراي مفاد مـرامنامـه، خدمتي براي خواسته ها و پيشرفت مردم منطقة آذربايجان از سوي مسئولان فرقه بوده است. اما با انتشار فرمان هاي استالين (314-309: 2001, Ostermann, Yegorova, 1996) و تطبيق آن بـا مرامنامة فرقة دموكرات، مسئلة خودجوش بودن ايـن اصـلاحات از درون فرقـه در ابهـام قـرار مي گيرد. باهدف مطالعة بيشتر در مورد اصلاحات و مطابقت مفاد مرامنامه فرقة دموكرات با سه فرمان استالين، بايد اين اسناد با دقت بيشتري بررسي شود.

مقامهاي اتحاد شوروي از اواخر جنگ جهاني دوم دست به كار شدند تـا بتواننـد بـا ايجـاد جنبش جدايي طلب در آذربايجان ايران مقدماتي را فراهم كنند تا به هدف ديرينـة خـود يعنـي تجزية ايران و پيوند آذربايجان ايران به آذربايجان اتحاد شوروي و دستيابي بـه نفـت شـمال برسند (91: 2013, Ahmadi .(اتحاد شوروي ميدانست كه با پايان جنگ ناچـار اسـت كـه در مدت شش ماه خاك ايران را تخليه كند، پس بايد از زمان باقيمانده بيشترين استفاده را بكند. با اين هدف پس از اتمام جنگ و فرارسيدن زمان خروج نيروهاي متفقين از ايـران و درخواسـت ايران از دولت متفق براي تخليه، دولت اتحاد شوروي به اين درخواست پاسخي نـداد (كـولايي، 1376 :134-125) مدتي بعد، استالين در 31 خرداد 1324 يعني تقريباً سه ماه قبل از تأسيس فرقة دموكرات، اولين فرمان از فرمانهاي سه گانه خود را صادر كرد.

فرمان اول خطاب به كميتـة دفـاع دولتـي اتحـاد شـوروي در مـورد اقـدام هـاي اكتـشافي زمين شناسي براي نفت در شمال ايران است. اين فرمان نواحي شمالي از جملـه بابلـسر، بنـدر پهلوي، آمل، جلفا، زنجان، تبريز، اردبيل، مازندران و رشت و به صورت كلي كرانه هاي دريـاي خزر و مرزهاي اتحاد شوروي را در بر گرفته است. استالين براساس اين سند رفيق نيولنـف را موظف ميكند كه فضاي اقامتي و اداري لازم را در قزوين و مناطق عمليـاتي در اختيـار واحـد هيدرولوژيك قرار دهد. در اين فرمان حتي تعـداد تراكتورهـا، خودروهـاي سـبك و سـنگين، تانكرها و ... براي اجراي عمليات مشخص شده است.

فرمان دوم در 15 تير 1324 بـه صـورت محرمانـه از دفتـر سياسـي كميتـة مركـزي حـزب كمونيست اتحاد شوروي به ميرجعفر باقراف، صدر كميتة مركزي حزب كمونيست آذربايجـان شوروي رسيد. قرار بود تا بنابر بند 1 و 2 اين فرمان اقدام هايي براي سـازماندهي يـك جنـبش جدايي طلب در آذربايجان و ديگر ايالات شمالي ايران انجام گيرد. اين اقدام هـا در ابتـدا بـراي به وجودآوردن حكومتهاي خودمختار با اختيارهاي زياد در آذربايجان ايران انجام و تعيين شد كه مشابه آن در استان هاي گيلان، گرگان، مازندران و خراسان صورت گيرد.

فرمان سوم، هشت روز پس از صدور فرمان دوم در 23 تير 1324 از سوي اتحاد شـوروي صادر شد و دستورالعمل هاي محرمانه اي در مورد اقدام هايي كه بايـد بـراي اجـراي مأموريـت ويژه در سراسر آذربايجان و ايالات شمالي ايران، انجام شود، اعلام شد. در بند اول اين فرمـان از سوي استالين به باقراف دستور داده شد تا وسايل سفر پيشه وري و كام بخش بـه بـاكو بـراي گفتوگو به سرعت سازماندهي شود. همچنين در نظر گرفته شد تا پس از استقرار كميتـه هـاي مؤسس فرقة دموكرات آذربايجان در تبريز، تأسيس كميته هاي محلي فرقه در شهرهاي اردبيـل، رضائيه، خوي، ميانه، زنجان، مراغه و مرند در اولويت نخست باشد. بنابر بند 5 اين فرمان، قرار شد تا باعنوان «صداي آذربايجان» يك نمايندگي مطبوعاتي در كميتة مؤسسان فرقـة دمـوكرات آذربايجان در تبريز تأسيس شود. همانگونه كه ملاحظه شد، بند اول فرمان سوم، تأسيس فرقـة دموكرات آذربايجان است. اين بند ثابت ميكند كه فرقة دموكرات آذربايجان به دستور مـستقيم مقام هاي بالاي اتحاد شوروي ايجـاد شـده و قبـل از تأسـيس، مقـدمات لازم از سـوي اتحـاد شوروي فراهم شده است (بيات، 1383 :156-139).

اصلاحات در مرام نامة فرقة دموكرات و ارتباط آن با فرمان هاي استالين

بررسي مرام نامه فرقة دموكرات آذربايجان و تطبيق آن با مفاد فرمان هاي سه گانة اسـتالين نـشان ميدهد كه نه تنها شكل گيري فرقه بلكه مفاد مرام نامه و ساير فعاليت هاي فرقه نيز با توجـه بـه دستورهاي استالين صورت گرفته است. در اينجا، برخي از مفاد مرامنامة فرقة دموكرات را بـا فرمانهاي سه گانة استالين تطبيق ميدهيم:

1. مادة 5 بند الف فرمان دوم: واگذاري زمين از اراضي خالـصه و امـلاك بـزرگ اربـابي و دهقانان و اعطاي اعتبارهاي درازمدت مالي به دهقانان؛ مـادة 7 مـرامنامـة فرقـه: فرقـه تـلاش خواهد كرد تا در تأمين احتياجات دهقانان، قدم هاي اساسي بردارد، به ويژه تعيين حدود معين و معلوم بين مالك و رعيت از وظايف فوري فرقه خواهد بود؛

2. مادة 5 بند ب فرمان دوم: از ميانبردن بيكاري از راه توسعة كار در مؤسسات و همچنين برنامه هاي ساخت طرحهاي فوائد عامه؛ مادة 4 و 5 و 8 مرامنامة فرقـه: از مهـمتـرين وظـايف فرقة دموكرات، مبارزه با بيكاري است و نيز تدابيري مانند تأسيس كارخانه، توسـعة تجـارت و ساخت راه آهن صورت مي پذيرد؛

3. مادة 5 بند پ فرمان دوم: بهبود مؤسسات رفاه عمومي در شـهرها و آبرسـاني عمـومي؛ مادة 6 مرام نامة فرقه: يكي از هدفهـاي اصـلي فرقـة دمـوكرات توجـه بـه عمـران و آبـاداني شهرهاي آذربايجان است. به ويژه يكـي از مـسائل خيلـي فـوري فرقـة دمـوكرات، تـأمين آب مشروب شهر تبريز است؛

4. مادة 5 بند ت فرمان دوم: اختصاص دست كم 50 درصد از مالياتهاي دولتي به نيازهاي محلي؛ مادة 11 مرامنامة فرقه: فرقة دموكرات آذربايجان تلاش خواهـد كـرد تـا نـصف بيـشتر درآمدهاي وصولي آذربايجان براي رفع نيازمنديهاي خود آذربايجان مصرف شود؛ 5. مادة 5 بند ج فرمان دوم: افتتاح مدارس و ترويج زبان تركي؛ مادة 3 مـرامنامـة فرقـه: در مدارس ابتدايي آذربايجان تا كلاس سوم همة درسها تنها به زبان تركي تدريس خواهـد شـد. تأسيس دارالفنون و مدرسه در شهرهاي ديگر همچنين يكي از هدفهاي اصلي فرقة دموكرات آذربايجان است.

فرمانهاي استالين و اصلاحات ارضي و اقتصادي

در 31 دسامبر 1945 باقراف از پيشه وري خواسته بود كه مسئلة تصويب قانون اساسـي را حـل كند. در همين زمينه، در 16 ژانويه 1946 فرقه، اصول قـانون اساسـي حكومـت خـود را بيـان مي كند. شايان توجه اينكه تصميم اجراي اصلاحات ارضي، مانند ساير اقدامهاي فرقه بـه هـيچ روي از سوي سران فرقه گرفته نشده است، بلكه اين موضوع نيـز از سـوي مقـامهـاي اتحـاد شوروي طراحي شده بود. در بند الف مادة 5 تصويبنامة 6 ژوئيه 1945) فرمان دوم اسـتالين) تقسيم اراضي دولتي و مالكان بزرگ بين روستائيان و پرداخت وام كم بهرة درازمـدت بـه آنـان ضروري دانسته شده بود و سران فرقة دموكرات بر ايـن اسـاس بـه روسـتائيان زمـين واگـذار كردند.

همانگونه كه پيشتر گفته شد، حكومت فرقه براي مقابله با كمبود ارزاق و مواد خوراكي در منطقة آذربايجان به ساخت مغازههاي دولتي براي كنترل بازار اقدام كرد كـه ايـن هـم بـرخلاف تصور طرفداران فرقه، ساخته وپرداختة ذهن سران فرقه نبود؛ بلكه به دستور روسهـا صـورت پذيرفت. در 4 نوامبر 1945(13 آبان 1324) مولوتف صدر شوراي كميسارهاي خلقـي اتحـاد شوروي، قراري با عنوان «توسعة مناسبات اقتصادي با آذربايجان ايران» صادر كـرد. بـر اسـاس اين قرار، مي بايست در اسرع وقت 000/500/1 هزار متر چيـت، 500/1 تـن قنـد، 880/4 تـن محصولات نفتي، 200 تن نخ، 200 تن كاغذ به مقصد تبريز ارسال شود. در مقابل به مؤسسات مختلف اقتصادي اتحاد شوروي دستور داده شد كه از مناطق مختلـف آذربايجـان 500/4 رأس گاو، 50000 رأس گوسفند، 500/2 تن كشمش، 1500 تن برگ زردآلو، 500 تن بـادام و هـزار تن پشم به اتحاد شوروي ارسال كنند (حسنلي، 100:1383). در اين مورد جهانشاهلـو مـيگويـد: «هزاران رأس گوسفند و گاو در زمان قحطي خود مردم آذربايجـان، بـه وسـيلة غـلام يحيـي و افرادش از راه زنجان به سمت مرز برده شد و به روسها تحويل دادند. در واقع روسها كمبود گوشت خود را در جنگ جهاني دوم از ايران تأمين كردند» (پيماني، 256:1360).

اقدامهاي فرهنگي و فرمان هاي استالين

براساس بند ج مادة 5 فرمان دوم استالين، حكومت فرقه موظف به تأسيس مدرسـه و دانـشگاه در منطقة آذربايجان براي جلب حمايت توده مـردم بـود. در همـين راسـتا، فرقـه بـه تأسـيس مدرسه و دانشگاه در مناطق آذربايجان اقدام كرد و چون قرار بود كه مدرسه ها به زبـان تركـي تأسيس شود، حكومت فرقه كتابهاي درسي جديد تأليف كرد. از آنجا كه تمـام فعاليـتهـاي فرقه زير نظارت مستقيم روسها صـورت مـي گرفـت، تأسـيس مدرسـه و دانـشگاه و تـأليف كتابها هم از اين قاعده مستثنا نبود. به عقيدة علي دهقان كـه در آن زمـان رئـيس آمـوزش و پرورش اروميه بود، بيشتر كارهاي تدوين كتابهاي آموزشـي و مطالـب آن بـا نظـارت و رأي نمايندة خانة فرهنگ اتحاد شوروي (وكس) بود و نظر آنها مقـدم بـر ديگـران بـود (پـورنظمي سيسي، 189:1382).

در زمينة دانشگاه و تأسيس آن نيز فرايند مـشابهي صـورت مـي پـذيرفت. بعـد از تأسـيس دانشگاه، جهانشاه لو بهعنوان رئيس دانشگاه و ديبائيان به سمت معاون وي برگزيده شدند. آنهـا با موافقت آندره ويشينسكي، معاون كميسرهاي امور خارجة اتحاد شـوروي بـراي آشـنايي بـا تجربه هاي دانشگاههاي آذربايجان شوروي به بـاكو دعـوت شـدند. همچنـين بـراي بـرآوردن تقاضاي حكومت فرقه دربارة فرستادن تعدادي استاد دانشگاه بـه تبريـز، علـي اف، وزيـر امـور خارجة آذربايجان شوروي به وزارت خارجة اتحاد شوروي مراجعه كرد. آندره ويشينسكي، در تلگراف رمز شمارة 149-150 اجازة فرستادن استادان دانشگاههاي آذربايجان شوروي به تبريز را صادر كرد. حتي انتخاب كتابهاي درسي بايد زير نظر اين استادان انجام مي گرفـت (حـسنلي، 116:1383).

تأكيد و اسرار به استفاده از زبان تركي يكي ديگر از رويكردهاي فرهنگـي فرقـة دمـوكرات بود كه در انتشار روزنامه به اين زبان نمايان است. اين حد توجه به استفاده از زبان تركي بـين رهبران فرقة دموكرات از كجا نشأت گرفته است؟ پاسخ اين پرسش را ميتوان در سياستهاي طراحي شده از سوي اتحاد شوروي يافت. در مادة 9 فرمان دوم استالين دستور تدارك و انتشار نشريه ها و روزنامه هاي مصور در باكو به زبان آذري و توزيع آن در بين مردم منطقة آذربايجان ايران داده شده بود. همچنين بند ج از فرمان سوم نيز مربوط به سازماندهي اقدامهاي تبليغـاتي به وسيلة مطبوعات و فراهم آوردن شرايطي براي تأسيس چاپخانه در آذربايجان ايران بوده است. تأكيد بر ترويج زبان تركي آذري در بين مردم آذربايجان در حقيقت از زمان ورود ارتش سـرخ به آذربايجان آغاز شده بود. بسياري از افرادي كه قبل از تأسيس فرقة دموكرات آذربايجـان بـه دستور استالين و باقراف به ايران فرستاده شده بودند مأمور انتشار روزنامـه و نـشريه بـه زبـان آذري بودند تا با ترويج اين زبان ميان مردم، زمينه را براي اجراي سياستهـاي طراحـي شـده به وسيلة شوروي فراهم كنند (احمدي، 136:1384).

ابراهيم نوروزاف افسر ارتش سرخ، يكي از افراد فرستاده شده به آذربايجان ايـران بـود كـه مأموريت نشر روزنامه به زبان تركي آذري را در منطقه و توزيع آن بين مردم را بر عهده داشت و مسئول و سردبير روزنامه در شهر اردبيل بود. در تبريز به كوشش ميرزا ابراهيم اف و گروهي از نويسندگان و روزنامه نگاران، روزنامة ارگان ارتش سرخ (روزنامة وطن يولوندا) چـاپ شـد. اين روزنامه با تيراژ زياد همة شهرها و روستاهاي آذربايجان را زير پوشش قـرار داد. روزنامـة وطن يولوندا به پيشرفت زبان تركي آذري و پيشبرد هدفهاي اتحاد شـوروي كمـك شـاياني کرد» (ملازاده، 1376 :14-10).

تعيين نام و اعضاي كابينة حكومت فرقه

افشاي اسناد گوناگون پس از فروپاشي اتحاد شوروي در سال 1991 نشان ميدهـد كـه اتحـاد شوروي علاوه بر به كارگرفتن مديريت بر تمامي اقدام ها و فعاليتهاي فرقة دموكرات، حتي در مورد تعيين نام و اعضاي كابينه و حتي تعيين شخص پيشه وري به سـمت نخـست وزيـري نيـز نقش داشته است. در مـورد تعيـين نـام فرقـه، جميـل حـسنلي در كتـاب خـود آورده اسـت: «پيشه وري براي انتخاب نام فرقه اهميت بسياري قائل بود. به عقيدة او در نامگذاري فرقه بايـد هدفهاي ويژهاي در نظر گرفته شود. اما مدتها قبل از تشكيل اين حـزب، نـام آن در شـشم ژوئن 1945) 10 تير 1324 (در قرار كميتة مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي تعيين شـده بود» (حسنلي، 61:1383).

حتي افراد كابينة حكومت فرقه را نيز خود روسها تعيين ميكردند. براي نمونه، جهانشاه لو در خاطرات خود مينويسد: «سلاماالله جاويد را سازمان امنيت اتحاد شوروي در باكو انتخاب و به پيشه وري معرفي كرد. جعفر كاويان را كه تا قبل از تأسيس فرقه، در صنف نانوايـان كـارگر بوده است را شوروي ها بعد از خوشخدمتي هاي وي به آنها، بـه پيشه وري تحميـل كردنـد« (پيماني، 304:1360).

تعيين آرم دولتي و مرامنامة حكومت فرقه

در مورد آرم دولتي حكومت فرقه نيز، پيشه وري يا اعضاي كابينه وي اختياري نداشتند. باقراف تصميم گرفته بود كه بايد آرم دولتي آذربايجان را دو شمشير افسان هاي (شمشير مصري، نـشانة مبارزه و قهرماني) و در ميان اين دو شمشير تصوير آتش (مظهـر آذربايجـان، سـرزمين آتـش) ميتوان تصور كرد. اين تصويرها را برگ بو (برگ درخت غـار) در بـر مـيگيـرد و در پـايين، يراق قرمز به نشانه پيروزي نصب ميشود (پورنظمي سيسي، 1382 :145). پيشتر بيـان شـد كـه در 12 مهر، به فاصلة يك ماه پس از صدور بيانيـة 12 مـادهاي و اعـلام تـشكيل فرقـه، مـرامنامـة آن تصويب شد. سرهنگ نوروزاف، افسر سياسي اتحاد شوروي مأمور انتقال چمـداني حـاوي مواد مرامنامة فرقه از باكو به تبريز و تحويل آن به مـسئولان فرقـة دمـوكرات آذربايجـان بـود. او در اينباره ميگويد: «حدس ميزدم مأموريـت مـا بـه احتمـال زيـاد در ارتبـاط بـا تـشكيل فرقة دموكرات آذربايجان ايران است؛ اما به درستي نمي دانـستم دو نفـر ديگـر كـه همـراه مـن هستند از اين موضوع آگاهاند يا نه. حدس من درست بود؛ زيرا پس از ورود به تبريز و تـسليم چمدان به سليم آتاكيشياف، بلافاصله اولين كنگرة فرقـه دمـوكرات در تبريـز تـشكيل شـد و اساسنامة فرقه انتشار يافت و در آنجا بود كه مطمئن شدم، محتواي چمدان، مـتن اسـاسنامـة فرقه بوده است كه بلافاصله تكثير و در شهر تبريز و سراسر آذربايجـان پخـش شـد» (ملازاده، 1376 :22-21).

انتصاب پيشه وري به رياست فرقه

براساس فرمان سوم استالين كه در ماه ژوئيه 1945 و باهدف تشكيل فرقة دموكرات آذربايجـان و سازماندهي جنبش جدايي خواهانه صادر شد، پيشه وري به عنوان رئـيس فرقـه انتخـاب شـده بود. در مادة اول بند الف از فرمان سوم آمده: «وسايل سفر پيشه وري و كام بخش به باكو بـراي گفتوگو سريعاً سازماندهي شود. با توجه به نتايج اين گفتوگوها، تأمين وسايل سفر صـادق پادگان، صدر كميتة ايالتي حزب توده در آذربايجان، به باكو در نظـر گرفتـه شـود». بـر همـين اساس بهدستور باقراف در ژوئيه 1945(تير و مرداد 1324) عبدالصمد كـام بخش عـضو كميتـة مركزي حزب توده و نمايندة مجلس شوراي ملي، صادق پادگان مـسئول كميتـة ايـالتي حـزب توده در آذربايجان، شبستري و ميرجعفر پيشه وري مدير روزنامة آژير را مخفيانه به باكو آوردند (حسنلي، 54:1383). در مورد اين انتـصاب، بـاقراف در نامـه بـه اسـتالين نوشـت: «ميـر جعفـر پيشه وري كه در محافل دموكراتيك صاحب نفوذ است و مديريت روزنامـة آژيـر در تهـران را به عهده دارد، براي رهبري فرقة دموكرات در نظر گرفتـه شـد. پيشه وري در آذربايجـان ايـران به دنيا آمده، عضو پيشين حزب كمونيست ايران است، در آذربايجان شـوروي مـسئوليت هـايي در حزب و شوراها داشته اسـت، در سـال 1927(1306-1305) از سـوي كمينتـرن بـه ايـران فرستاده شد». بر اين اساس باقراف گفـتوگـو بـا پيشه وري را آغـاز كـرد. سـرانجام پـس از گفتوگوي زياد، پيشه وري بـا اطمينـان بـه بـاقراف و بـه اعتبـار خـدمت بـه ملـت ايـران بـا پيشنهاد آنها موافقت كرد و به دنبال اين توافـق، پيشه وري در اولـين كنگـرة فرقـة دمـوكرات آذربايجان به صدر فرقه انتخاب شد و سپس مجلس ملي آذربايجـان او را بـه نخـست وزيـري فرقه تعيين كرد.

نتيجه

در اين نوشتار به دنبال پاسخ به اين پرسش برآمديم كه با توجـه بـه ادعاهـاي طرفـداران فرقـة دموكرات مبني بر اصالت اصلاحات انجام شده در دوران حكومت يك سـالة آن، ماهيـت ايـن اصلاحات با توجه به اسناد تازه انتشاريافتة اتحاد شوروي چگونه ارزيابي مي شود و اساساً ايـن اصلاحات چه ارتباطي با سياست خارجي اتحاد شوروي در ايران داشته است؟ براي پاسـخ بـه اين پرسش اين فرضيه ارائه شد كه اسناد منتشرشدة اتحاد شوروي، به ويژه فرمان هـاي اسـتالين نشان ميدهد كه اصلاحات مورد ادعاي فرقة دموكرات آذربايجان مبناي داخلي نداشـته اسـت، بلكه در راستاي هدفهاي سياست خارجي اتحاد شوروي در ايـران باهـدف بـه دسـت آوردن مشروعيت داخلي براي فرقه صورت گرفته است. براي اثبات درستي ايـن فرضـيه، اصـلاحات فرقه و چگونگي انجام آنها و نيز تطبيق مرامنامة منتشرشده از سـوي فرقـه و اسـناد محرمانـة اتحاد شوروي را بررسي كرديم.

با نگاهي به تاريخ چند صد سال گذشتة ايران در مي يابيم كـه روسـيه و پـس از آن اتحـاد شوروي همواره در زمانهاي مختلف رؤياي پيوند بخش هايي از خاك شمال ايران و دستيابي به منابع نفت و گاز اين منطقه را در ذهن خود ميپرورانده و در راستاي رسيدن به اين هدفها از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. اتحاد شوروي پس از ورود به ايران و اشـغال بخـشهـايي از شمال كشور در زمان جنگ جهاني دوم، به دنبال اجراي سياستهـاي خـود بـراي رسـيدن بـه هدفها و منافع مورد نظر برآمد. انتشار روزنامه و مجله، تأسيس مدرسه، انجـام فعاليـتهـاي فرهنگي ديگر مانند برگزاري كنسرت و نمايش فيلم و تأسيس انجمن روابط فرهنگـي ايـران و اتحاد شوروي، از فعاليتهاي اتحاد شوروي براي مهياكردن زمينه بـراي ايجـاد يـك حكومـت محلي در منطقة آذربايجان بود. پس از انتشار اسناد مربوط به فرمانهاي استالين و تطبيق آن بـا مرامنامة فرقة دموكرات آذربايجان به روشني وجود رابطه بين اتحاد شوروي و برنامه هاي فرقـة دموكرات و ماهيت حكومت آنها مشخص شد.

منابع

الف) فارسي

1. آذرنگ، عبدالحسين (1391)، (ناگفته ها (خاطرات عنايتاالله رضا)، تهران: نشر نامك

2.احمدي، حميد (1384)، قوميت و قومگرايي در ايران، تهران: نشر ني.

3.اخگر، ايرج (1327)، مرگ هست و بازگشت نيست، تهران: چاپخانة مهر.

4. بيات، كاوه (1383)، »استالين و فرمان تشكيل فرقة دموكرات آذربايجان»، گفتگو، شمارة 40، صص 139-156.

5. بياني، خانبابا (1375)، غائلة آذربايجان، تهران: انتشارات زرياب.

6. پورنظمي سيسي، عبدالصمد (1382)، فرقة دموكرات آذربايجان يـا حكومـت يـكسـالة پيشه وري، ساري: نشر پژوهشهاي فرهنگي.

7. پيماني، نادر (1360)، ما و بيگانگان (خاطرات سياسي دكتـر نـصرتا... جهـان شـاهلـو افشار)، رشت: انتشارات سمرقند.

8. حسنلي، جميل (1383)، فراز و فرود فرقة دموكرات، ترجمة منصور همـامي، تهـران: نـشر ني.

9. روزنامة آذربايجان (1324)، »آذربايجان ملي حكومتين پروگرامـي (برنامـة سـي)»، دورة 2، شمارة 78 ،ص 1.

10. روزنامة آذربايجان (1325)، » اخبار»، دورة 3 ،شمارة 235 ،ص 7.

11. صدري، منيژه و رحيم نيكبخت (1386)، پيدايش فرقة دموكرات آذربايجان بـه روايـت اسناد و خاطرات منتشرنشده، تهران: مؤسسة تاريخ معاصر ايران.

12. عميدي نوري، عبدالحسن (1325)، فرقة دموكرات، تهران: انتشارات روزنامة داد.

13. كــولايي، الهــه (1376)، اســتالينيسم و حزب تودة ايران، تهــران: مركــز اســناد انقــلاب اسلامی.

14. گاهنامة 50 سال شاهنشاهي پهلوي (2535/1355)، جلد 1 ،تهران: كتابخانة پهلوي.

15. مجتهدي، عبداالله (1381)، بحران آذربايجان: خاطرات آيتاالله ميرزا عبداالله مجتهدي، بـه كوشش رسول جعفريان، تهران: مؤسسة مطالعات تاريخ معاصر ايران.

16. ملازاده، حميد (1376)، رازهاي سر به مهـر (ناگفتـههـاي وقـايع آذربايجـان)، تبريـز: انتشارات پيمان.

17. نيكبخت، رحيم (1381)، جنبش دانشجويي تبريز (به روايت اسناد و خاطرات)، تهـران: سازمان تبليغات اسلامي حوزة هنري سورة مهر.

ب) انگليسي

1. Abrahamian, Ervand (1970), “Communism and Communalism in Iran: Tudeh and Firqah I Dimucrat,” International Journal of Middle East Studies, Vol. 1, No. 4, pp. 291-316.

2. Ahmadi, Hamid (2013), “Political Elites and the Question of Ethnicity and Democracy in Iran: A Critical View”, Iran and the Caucasus, Vol. 5, No. 17, pp. 77-102.

3. Asgharzadeh, Alireza (2007), Iran and the Challenge of Diversity: Islamic Fundamentalism, Aryanist Racism, and Democratic Struggles, Palgrave Macmillan.

4. Atabaki, Touraj (1993), Azerbaijan: Ethnicity and Democracy in Iran after the Second World War, New York: St Martin press.

5. Nissman, David B. (1987), The Soviet Union and Iranian Azerbaijan: the Use of Nationalism for Political Penetration, Boulder: Westview.

6. Ostermann, Christian F. (2001), “New Evidence on the Iran Crisis 1945-46: From the Baku Archives”, The Cold War International History Project, Bulletin No. 12/13, pp. 309-314.

7. Yegorova, Natalia I. (1996), “The “Iran Crisis” of 1945-46: A View from the Russian Archives”, Working Paper No. 15, The Cold War International History Project, Washington D.C, Available at: https://www.wilsoncenter.org/ sites/default/files/Working%20Paper%20%2315.pdf, (Accessed on: 6/6/2017).

Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلی

اضافه کردن نظر

نام :

ایمیل :

پیگیری نظرات