چهارشنبه, 22 مرداد 1399

آخرین مقالات

نگاهی کوتاه به معنی قوم گرایی و ملی گرایی و سود و زیان آنها

نگاهی کوتاه به معنی قوم گرایی و ملی گرایی و سود و زیان آنها

چه کسانی کوروش را ذوالقرنین می دانند؟

چه کسانی کوروش را ذوالقرنین می دانند؟

گوشه‌ای از جنایت ترکان عثمانی در تبریز؛ بر اساس مشاهدات ...

گوشه‌ای از جنایت ترکان عثمانی در تبریز؛ بر اساس مشاهدات ...

پیشینگی نام ایران

پیشینگی نام ایران

مورخ ترک درباره زبان آذربایجان چه گفته است؟

مورخ ترک درباره زبان آذربایجان چه گفته است؟

خشم ایرانیان از پیمان نامه ننگین ترکمنچای و کشتن الكساندر ...

خشم ایرانیان از پیمان نامه ننگین ترکمنچای و کشتن الكساندر ...

گوشه‌ای دیگر از جنایت‌های ترکان عثمانی در تبریز

گوشه‌ای دیگر از جنایت‌های ترکان عثمانی در تبریز

تاملی بر سیاحت‌نامه اولیا چلبی درباره؛ ماکو، قره‌باغ و ...

تاملی بر سیاحت‌نامه اولیا چلبی درباره؛ ماکو، قره‌باغ و ...

زبان آذری پهلوی زبان پیشین آذربایجان

زبان آذری پهلوی زبان پیشین آذربایجان

تاملی بر تبار و دودمان صفویان

تاملی بر تبار و دودمان صفویان

بازبینی دیدگاه زهتابی درباره سومری‌ها / زبان سومری ارتباطی ...

بازبینی دیدگاه زهتابی درباره سومری‌ها / زبان سومری ارتباطی ...

تاملی بر زبان پیشین آذربایجان؛ زبانی که در

تاملی بر زبان پیشین آذربایجان؛ زبانی که در "کرینگان" هنوز ...

محمد امین ریاحی مردی برای ایران از دیار آذربایجان

محمد امین ریاحی مردی برای ایران از دیار آذربایجان

آخرين روزهاى زندگى لطفعلى خان زند

آخرين روزهاى زندگى لطفعلى خان زند

چرا مردم قراردادهای بد را با صفت «ترکمنچای» خطاب می‌کنند؟!

چرا مردم قراردادهای بد را با صفت «ترکمنچای» خطاب می‌کنند؟!

شاعران پارسی گوی آذربایجان / محمد عصّار تبریزی شاعر قرن ...

شاعران پارسی گوی آذربایجان / محمد عصّار تبریزی شاعر قرن ...

معلم دنیای سکوت؛ جبار باغچه‌بان

معلم دنیای سکوت؛ جبار باغچه‌بان

پل های دوستی ارس و سد خداآفرین و فرصتی که به هدر می رود / ...

پل های دوستی ارس و سد خداآفرین و فرصتی که به هدر می رود / ...

تبارشناسی نام

تبارشناسی نام "ترکیه"

شواهد موجود در اثبات

شواهد موجود در اثبات "دگرگشت زبان آذربایجان"

اسامی ایرانی بر روی مردان و زنان ارسباران

اسامی ایرانی بر روی مردان و زنان ارسباران

تاملی بر کتاب؛ تاریخ فتوحات مغول

تاملی بر کتاب؛ تاریخ فتوحات مغول

نگاهی گذرا به آثار علمی و ادبی عبدالعلی کارنگ

نگاهی گذرا به آثار علمی و ادبی عبدالعلی کارنگ

تاملی بر زندگی و اشعار ملا محمد فضولی

تاملی بر زندگی و اشعار ملا محمد فضولی

با اسم رمز

با اسم رمز "فاجعه خوجالی" صورت گرفت / نمادسازی اسرائیل برای ...

تبریز را بهتر بشناسیم

تبریز را بهتر بشناسیم

آیا زبان‌های ترکی و آذری یکی هستند؟

آیا زبان‌های ترکی و آذری یکی هستند؟

ماجرای مغولان و تبریز در چهار پرده / تاملی بر کتاب سفینه ...

ماجرای مغولان و تبریز در چهار پرده / تاملی بر کتاب سفینه ...

چه کسانی کوروش را ذوالقرنین می دانند؟

کوروش

قرآن مجید،کتاب شریف مسلمانان درآیه های 83 تا 99 سوره کهف، ذوالقرنین را فردی یکتاپرست، صالح، دادگر و انسان دوست و از بندگان شایسته و برگزیده خداوند نام برده و از او به نیکی یاد می کند.

ایشیقلی نیوز: همچنین گروهی از فقها و بزرگان، ذوالقرنین را کوروش هخامنشی می دانند چنانکه آیت اله طباطبایی و پروفسور عبدالکلام آزاد (دانشمند شهیر هندی) با دلایل متقن به اثبات رسانده اند که ذوالقرنین، همان کوروش کبیر، بنیانگذار امپراتوری بزرگ هخامنشی در ایران است.

"ذوالقرنین" قرآن همان "کوروش" است

نظر قطعی علامه طباطبایی درالمیزان بنا بر شواهد تاریخی محکم نیز بر این مهم تاکید دارد که ذوالقرنین قرآن همان کوروش کبیر هخامنشی است. استاد علامه طباطبایی درتفسیرالمیزان آورده است : اگر ذوالقرنین قرآن، مردی مومن به خدا و به دین توحید بوده، کوروش نیز این چنین بوده و اگر ذوالقرنین، پادشاهی عادل و رعیت پروربوده، کوروش نیز چنین بود؛ اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده او نیز بود؛ اگر دین، عقل، فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت داشت، کوروش هم داشت؛ همان گونه که قرآن فرموده کوروش نیز سفری به سوی مغرب کرد، بر لیدی و پیرامون آن مسلط شد و بار دیگر به سوی مشرق سفر کرد. آنجا مردمی دید صحرانشین و وحشی که در بیابان زندگی می کردند. برای همین، به آنها کمک کرد، سدی ساخت در مقابل قبیله و قومی که آنها را آزار می دادند؛ در تنگه داریال میان کوه های قفقاز و نزدیک به شهر تفلیس.»

اما مهم آنکه نام بنیانگذار نخستین و بزرگترین امپراتوری دنیا، نه تنها در قرآن مجید بلکه حتی در کتاب های عهد عتیق مانند تورات نیز به عنوان یک انسان برگزیده و بلند مرتبه ثبت شده است. یکتاپرستی، نیکوکرداری، رأفت و انسان دوستی از صفات گفته شده ذوالقرنین در کتاب آسمانی مسلمانان است. بنا بر فرموده قرآن مجید، ذوالقرنین، پادشاهی دادگر بود و نسبت به رعیت عطوفت داشت و هنگام کشورگشایی و غلبه قتل و کینه ورزی را اجازه نمی داد. از این روی، هنگامی که بر قومی در غرب چیره شد، پنداشتند، اوهم مانند دیگر کشورگشایان خونریزی آغاز خواهد کرد، ولی او بدین کار دست نبرد، بلکه به آنان گفت: هیچ گونه بیمی پاکان شما در دل راه ندهند و هر یک از شما که عملی نیکو کند، پاداش آن را خواهد دید. با آن که آن قوم بی یاور و دادرسی در چنگال قدرت او بودند، با ایشان شفقت کرد و به دادگری و نیکوکاری دل آنان را به دست آورد. بر پایه شواهد انکارناپذیر تاریخی، همگی این ویژگی ها بر کوروش هخامنشی منطبق است که نمونه بارز خوی انسانی و رأفت و مدارای کوروش را در رفتار او با مردم بابل پس از فتح این سرزمین، در تاریخ می بینیم.

با این حال، برخی تلاش می کنند چنگیز و آتیلا و یا اسکندر مقدونی را ذوالقرنین معرفی نمایند، در حالی که هیچ یک از صفات آمده در قرآن مجید بر این جهانگشایان ظالم خونریز قابل انطباق نیست. به گفته مورخان یونانی کوروش کبیر از چنان جایگاه بزرگی برخوردار بوده که حتی اسکندر با وجود یورش وحشیانه به ایران و تسخیر و آتش زدن تخت جمشید به پاسارگاد مقبره کوروش رفته، در برابر مزار آن بزرگ مرد زانو زده و مراتب احترام خود را به کوروش کبیر بجا آورده است.

بنا بر فرموده قرآن مجید، ذوالقرنین می گوید: «هذا فتح من ربی»؛ یعنی «همه فتوحات من نتیجه لطف خداست» و ما هیچ گاه در تاریخ، نه از اسکندر و نه از مغول ، چنین گفتاری را سراغ نداریم . علت دوم آن که واژه ذوالقرنین در قرآن مجید به معنای فردی است که دو شاخ در بالای سر او قرار دارد. همان گونه که در تصویر حجاری شده کوروش کبیر در تخت جمشید دیده می شود؛ کلاهی با دو شاخ در بالای سر او به خوبی نمایان است.

در ترجمه تفسیر المیزان جلد 13صفحه 539آمده است: «در کتاب دانیال هم خوابى که وى براى کورش نقل کرده، به صورت قوچى که دو شاخ داشته دیده است».

از دیگر نکاتی که شاهدی بر ذوالقرنین بودن کوروش کبیر است می توان به این نکته اشاره کرد که در قرآن مجید آمده ذوالقرنین در آغاز فرمانروایی خود، به منطقه ای که آفتاب غروب می کند، حمله کرده و پیروزی های بزرگی به دست آورده است. سپس به سوی شرق شتافت و در آن سامان، هم به پیروزی دست یافت و پس از آن، به مکانی رفت که آفتاب از آن طلوع می کرد؛ یعنی شرق و آنان پوششی برای محافظت خود نداشتند. مقابل آفتاب سوزان اشاره به این که منطقه بیابانی بوده و سکنه چادرنشین و کوچ رو برای آب و غذا و اشارت به سکنه مغولی و سکایی آسیای میانه دارد. همان گونه که می دانیم، نخستین حمله بزرگ کوروش کبیر به غرب ایران و سرزمین لیدی (در باختر آسیای کوچک یا ترکیه امروزی) بوده که به پیروزی کوروش و تابعیت لیدی به امپراتوری ایران انجامید. فرمانروایان لیدی که با بابل و مصر و حکومت های آسیای صغیر متحد شده بودند ،برای تصرف بخشی از ایران، در صدد ضربه زدن به کوروش برآمدند. کوروش پس از آگاهی از این توطئه، سپاهیانش را به طرف سارد، پایتخت لیدی گسیل داشت. وی در این نبرد نیز پیروز بود. در نتیجه این حمله در 547ق.م سارد و شهرهای آسیای صغیر، یکی پس از دیگری به دستان پرتوان کوروش کبیر سقوط کرد. در تاریخ به این نکته اشاره شده که کوروش کبیر، پس از نبرد موفقیت آمیز در غرب ایران زمین (لیدی) برای سر و سامان دادن به شورش اقوام بیابانگردی که متجاوز، وحشی و خونریز بودند، به شمال شرق ایران بزرگ لشکرکشی کرد و موفق به فرو نشاندن آنان و تأمین امنیت مرزهای شرق و شمال شرق ایران شد. یکی دیگر از مشخصات ذوالقرنین در قرآن، عزیمت او به مناطق شمالی و رویارویی با قوم یأجوج و مأجوج بوده است و علاوه بر این، ایجاد سد یأجوج و مأجوج که در ساخت آن از آهن استفاده شده نیز در قرآن به ذوالقرنین نسبت داده شده است. جالب این که در تورات هم به ساختن سدی از جنس آهن اشاره شده است؛ آنجا که از قول کوروش خطاب به خداوند یکتا می گوید: «من ای کوروش، پیش روی تو خواهم خرامید ... جای ناهموار را برایت هموار می کنم، درهای برنجین را می شکنم، پشت بندهای آهنین را خواهم برید...» در تعیین محل استقرار این سد، گمانه زنی های متعددی شده و حتی برخی آن را همان دیوار بزرگ چین تصور کرده اند، در حالی که کلید حل این معما در خود قرآن نهفته که کاربرد آهن در ساخت این سد مورد تأکید قرارگرفته که با توجه به این که در ساخت دیوار بزرگ چین هیچ گونه مواد آهنی به کار گرفته نشده، این نظریه مردود است. در سرزمین میان دریای کاسپین و دریای سیاه، سلسله کوه های قفقاز به صورت دیواری راه های میان شمال و جنوب را بسته است؛ مگر یک راه که باز گذاشته و آن تنگه ای است که در میان رشته کوه هایی واقع شده و شمال و جنوب را به هم متصل می سازد و این تنگه در عصر حاضر، تنگه دارالا نامیده می شود و در نقشه های موجود میان شهر ولادی قفقاز ـ پایتخت جمهوری اوستیای شمالی، شمالی ترین منطقه ایرانی نشین و فارسی زبان قفقاز که هم اکنون یکی از جمهوری های روسیه است ـ و تفلیس نشان داده می شود در همان جا که تاکنون دیوار آهنین باستانی موجود است و شک نیست که این دیوارهمان سدی است که کوروش بنا کرده، زیرا اوصافی که قرآن بیان کرده، درباره سد ذوالقرنین کاملا بر آن منطبق است و همان گونه که قرآن یادآور شده، الواح آهنین در ساختمان آن به کار رفته و مس گداخته برای بستن مفاصل و رخنه های آن استعمال شده و در میان دو دیوار کوهستانی بنا شده است. با در نظر گرفتن بازمانده سدی که هم اکنون در گذرگاه دارلا قفقاز موجود است و شهادت کتب ارمنی ـ که این ناحیه را (بهاک کورائی) و (کابان کورائی) می گویند و به معنی گذرگاه و یا دره کوروش است ـ شکی نمی ماند که کوروش به سمت شمال غربی ایران رفته و از نواحی ای که امروز به نام دربند و معبر دارالس معروف است، گذشته و در آنجا سدی بنا کرده تا مانع هجوم سکاهای متجاوز بشود. در آنجا به دستور کوروش آهن و فلز فراوان آوردند و سدی از آهن بسان دیواری در معبر میان دو کوه که تنها راه عبور و مرور اقوام وحشی سکایی بود، بنا شد؛ این سد تنگه باریک میان دو کوه را می بست و مانع گذشتن سواران یغماگر سکایی بود و به همین جهت این دره به نام دره کوروش نامیده شده است. تصویر نقاشی یک جهانگرد اروپایی از سنگ نگاره کوروش هخامنشی در پاسارگاد سندی است مبنی بر این که کتیبه بالای سر این سنگ نگاره که به سه زبان ایران باستان نوشته شده بود.

چه کسانی کوروش را ذوالقرنین می دانند؟

چند تن از بزرگانی که بر یکی بودن ذوالقرنین قرآن و مسیح عهد عتیق با کورش هخامنشی گواهی داده اند، که از آن ها می توان به مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی؛ در تفسیرالبیان، ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی؛ علامه طباطبایی در تفسیر المیزان؛ آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)؛ تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن؛ آیت اله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری )؛ حجت الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات؛ دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی؛ صدر بلاغی در قصص قرآن؛ جلال رفیع در کتاب بهشت شداد؛ منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای